تشویش

tashvish.ir

تشویش

tashvish.ir

تشویش


- اندیشه برانگیزترین امر در زمانه اندیشه برانگیز ما این است که ما هنوز اندیشه نمی‌کنیم.
زیرا اندیشیدن در معنای حقیقی آن، ملازم شک و تردید در عادات ذهنی ماست.
این شک و تردید، موجب بروز تشویش خاطر ما می‌شود.
و هم از این روست که "اندیشه" و "تشویش" با یکدیگر همزاد یکدیگرند.
و نبود یکی، نشان از غیای دیگری نیز هست.
در هم تنیدگی "اندیشه" و "تشویش" تا آنجاست که الفاظ این دو نیز ریشه‌هایی واحد و یا لااقل نزدیک به هم دارد.
"اندیشه"، از ریشه "هندشیشن" در فارسی پهلوی است.
و "تشویش" که در اصل "تهویش" در زبان عربی است.
و گویی از همین روست که شنیدن نام "اندیشه" نیز با قدری ایجاد "تشویش" در جان ما همراه است.

- این که بشر امروز کمتر اندیشه می‌کند- و گاه اصلاً نمی‌اندیشد- بدان معنا نیست که هرگاه بشر قصد اندیشیدن داشته باشد، بر چنین کاری توانا باشد.
زیرا انسان این قدرت را ندارد که بتواند در این عالم هر کاری انجام دهد.
و این گونه نیست که بشر آن قدر قدرت داشته باشد که هرگاه مایل بود، بیاندیشد و یا هرگاه مایل بود اندیشیدن را کنار نهد.
اصلاً اندیشه، امری "دادنی" و "اعطایی" است.
یعنی این "انسان" نیست که اندیشیدن را آغاز می‌کند.
بلکه خود "امر اندیشه برانگیز" است که اول بار بشر را صدا می‌زند و او را به اندیشیدن در باب خود فرامی خوااند.

- ندای امر اندیشه برانگیز، جان ما نیز دچار تشویش می‌شود.
زیرا امر اندیشه برانگیز، ما را به حرکت و صیرورت و کنار نهادن منزل عادات فرا می‌خواند.
و اندیشیدن در معنای حقیقی کلمه، همان خلافِ آمدِ عادت اندیشیدن است، موجب تشویش می‌شود.
و درست به همین دلیل عموم مردم از اندیشیدن گریزان‌اند.
و تنها معدود افرادی هستند که به این ندا گوش فرا داده و در پی آن به راه می‌افتند.
و علاوه بر آن دیگران را نیز ترک عادات و گوش سپردن به ندای امر اندیشه برانگیز فرامی‌خوانند.
این دعوت به خلافِ آمدِ عادت اندیشیدن، افکار عمومی شهر را دچار تشویش می‌کنند.
و به همین دلیل این افراد، گرچه از نظر حقوقی و قضایی قابل تعقیب نباشند- که غالباً نبوده و نیستند- اما در نگاه مردم شهر که با عادات خود کرده اند، جنایتی بس بزرگ مرتکب شده‌اند.

- خلافِ آمدِ عادت اندیشیدن جان ما را مهیای گذر از وضع کنونی و خدایانی که بدان باور داریم خواهدکرد.

کد آهنگ

آخرین نظرات

نقد نظریه ولایت فقیه- قسمت سوم

سه شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۵۷ ب.ظ

 

1- نقد و بررسی دفاع‌های مشهور نسبت به نظریه ولایت فقیه.

2- دقت در تفاوت‌ معانی "تقلید" از  فقیه، "قضاوت"  فقیه، "ولایت" فقیه  و "حکومت" فقیه.

3- بررسی روایات مورد استناد در موضوع ولایت فقیه.

(ادامه مطلب، در ادامه مطلب)

 

نقد نظریه ولایت فقیه- قسمت دوم: تعارض نظریه ولایت فقیه با باورهای تئولوژیک(کلامی) شیعه

 

1- تعین‌های تاریخی متفاوت موضوع "ولایت فقیه"

2- توضیح نقد فلسفی وارد به نظریه ولایت فقیه به زبان فقهی

3 – تعارض‌ نظریه ولایت فقیه با باورهای تئولوژیک(کلامی) شیعه

 

(ادامه مطلب، را کلیک فرمایید)

نقد و بررسی نظریه ولایت فقیه

چهارشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۲۳ ب.ظ

انقلاب اسلامی و بسط مدرنیته در ایران

قسمت پنجم: نقد و بررسی نظریه ولایت فقیه

1-  چنان که در قسمت‌‌های پیشین اشاره شد موضوع مورد بحث، «نسبت انقلاب اسلامی ایران و مدرنیته» بود.

و اشاره شد که اکنون جهان عموماً، و جمهوری اسلامی خصوصاً، در بحران است.

و به وجود آمدن بحران در میان یک قوم و یا تمدن، ربط وثیقی با تفکر آنان دارد.

 و متقابلاً توانایی آنان برای عبور از بحران‌‌ها، به امکاناتی که در تفکرشان وجود دارد، بستگی دارد.

 این پژوهش در تلاش بوده تا در پی کشف علل بحران‌های مختلفی که بر جمهوری اسلامی عارض شده برآید.

پس ضروری بود به بازخوانی نظریه «ولایت فقیه»، به عنوان تفکر راهبر ساختار سیاسی کنونی، پرداخته شود.

 ( برای دیدن متن کامل یادداشت، ادامه مطلب را ملاحظه بفرمایید)

گفتم: ببین برادر! من با همه افکار و نظراتت مخالف نیستم. و حتی شاید خودم هم بعضی حرف‌هایت را قبول داشته باشم. اما به نظر من بزرگترین اشتباه تو روشت است. به نظر من روشی که تو داری باعث می‌شود در درازمدت به بیراهه بروی. و ممکن است خیلی های دیگر را هم با خودت به سردرگم کنی.

گفت: ممکن است بیشتر توضیح بدهی که روش من چه اشکالی دارد؟!

( ادامه گفت و گو را در ادامه مطلب بخوانید)

نه جمهوری، نه اسلامی

جمعه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۳، ۰۵:۰۷ ب.ظ

نه جمهوری، نه اسلامی

گفت و گویی در باب پاردوکس‌های ساختاری جمهوری اسلامی

گفت: تا کنون به عبارت «جمهوری اسلامی»‌ فکر کرده‌ای؟

 

گفتم: بله. چطور مگر؟!

 

گفت: واقعیت مطلب این است که من هم خود زیاد به این تعبیر فکر کرده‌ام، اما تاکنون نتوانسته‌ام تصور

درستی از «جمهوری اسلامی» پیدا کنم. و درک نمی‌کنم چگونه و با چه دلیلی، جمهوریت و اسلام در

«جمهوری اسلامی» کنار یکدیگر ذکر شده‌اند؟!

(ادامه مطلب را کلیک کنید)

نیاز به انبیاء، یک نیاز تاریخی است.

در قسمت قبل- این جا را ملاحظه بفرمایید- دو سرفصل وجه نیاز به سلوک ذیل یک شخصیت و قاعده لطف، مورد بررسی قرار گرفت.

در این قسمت، بررسی نهایی پیرامون «قاعده لطف» منعکس شده است.

(ادامه مطلب را کلیک بفرمایید)

از توزیع تخم مرغ و پنیر تا تمدن‌سازی!

سه شنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۲، ۰۲:۳۱ ب.ظ

گفت: نظرت در مورد طرح اخیر دولت در «توزیع سبد کالا» چیست؟!

گفتم: چطور مگر؟!

(ادامه  این گفت و گو را در ادامه مطلب ملاحظه بفرمایید)

انقلاب اسلامی و بسط مدرنیته در ایران- قسمت چهارم

دوشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۱۸ ق.ظ

بازخوانی نظریه ولایت فقیه- قسمت اول

 

موضوع پژوهش ما چنان که پیش تر اشاره شد، شناخت ماهیت انقلاب اسلامی ایران است.

اشاره:

 

سال گذشته، کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» تألیف استاد اصغر طاهرزاده چاپ و منتشر شد.

این کتاب که به تصریح خود مؤلف مهم‌ترین کتاب ایشان است، هندسه معرفتی مؤلف را برای مخاطب ترسیم می‌کند.

از آن جا که یکی از امور مهم و حیاتی برای نجات از وضع کنونی،‌ لزوم فهم، خوانش و نقادی رادیکال نظام‌های فکری مختلف و متفکران وطنی،‌ برای روشن شدن توانایی‌ها و امکانات و نیز نقصان‌های آنهاست، کتاب سلوک،‌ را به همراه چند تن از دوستان و در قالب یک میزگرد مورد خوانش و بررسی قرار دادیم.

ماحصل این خوانش نقادانه،‌ پیش‌تر به شکل یک ویدئو و در یک دی وی دی، در اختیار برخی دوستان قرار گرفت.

و به همین دلیل مناسب دیده شد، که متن این میزگرد به شکل مکتوب  پیاده شده و بعد از تنقیح و ویراستاری صوری و محتوایی، منتشر شود.

اما هم چنان که بسیار ضروری است که آثار و افکار مؤلفان و متفکران قوم با محک نقادی، سنجیده شوند، طبیعتاً ما و هر منتقد دیگری  نیز، نباید سخنان و افکار خویش را پایان راه و سخن نهایی و مطلق و غیرقابل خدشه تلقی کند.

از همین رو بهتر دیده شد که پیش از انتشار این مباحث به شکل مکتوب، ابتدا مباحث  فضای مجازی و در طی چندین قسمت، طرح و منتشر شود.

تا شاید با بحث و گفت و گوهای احتمالی که پیرامون مباحث شکل می‌گیرد،‌ سره از ناسره و سخن خام از کلام عمیق جدا شود و تصویر دقیق‌تر و منصفانه‌تری از متن و مؤلف شکل گیرد.

و تذکر آخر آن که از آنجایی که ممکن است این سلسله مباحث، دغدغه برخی دوستان خواننده وبلاگ نباشد،‌ تلاش می‌شود که در خلال انتشار مباحث نقد کتاب سلوک، سایر مباحث وبلاگ نیز استمرار داشته باشد تا سایر دوستان نیز از فضای وبلاگ ملول نشوند.

 

برای ملاحظه متن، ادامه مطلب را دنبال بفرمایید.

قسمت دوم نقد و بررسی کتاب سلوک استاد طاهرزاده

بعد التحریر:

1- یادداشت اخیر استاد عبدالکریمی- این جا را ببینید- در باب تأخر تاریخی روشنفکران و روحانیت ما          - بخوانید جا ماندن روشنفکران و روحانیت ما از تاریخ!!- نکات بدیعی دارد.

2- در اوکراین، شیفتگان دموکراسی کودتا کردند و رییس جمهور قانونی را برکنار کردند!

و قبلاً نیز در مصر چنین شد

و در ایران نیز ممکن بود چنین شود.

اگر دموکراسی این است، ترجیح با استبداد و دیکتاتوری است!

چرا که دست کم آدمی اسیر جهل مرکب نمی‌شود و دیکتاتوری را با نام دموکراسی از فروشگاه عالم کنونی نمی‌خرد!

اساساً در دنیای کنونی همه مفاهیم مسخ شده و صورت وارونه به خود گرفته‌اند.

از یک سو «نه - دین»! را با دین یکی می‌انگارند و حکومت مدرن را به نام حکومت دینی می‌فروشند!

و از دیگر سو، خشونت و تمامیت خواهی و استبداد را به نام آزادی و مردم‌سالاری به توده‌های از همه جا بی‌خبر قالب می‌کنند!

تنها خدایی است که می‌تواند ما را نجات دهد!

 

 

صرفاً جهت اطلاع!!

دوشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۲، ۰۲:۲۴ ب.ظ

ادامه مطلب را کلیک بفرمایید.

سروش، مهدویت و جمهوری اسلامی

يكشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۴۰ ق.ظ

(ادامه مطلب،‌ منتظر کلیک شماست)

متن یادداشت را در ادامه مطلب ملاحظه بفرمایید

چون و چرا

يكشنبه, ۱ دی ۱۳۹۲، ۱۲:۳۲ ق.ظ

تکنولوژی، رفاه، قدرت، معنابخشی

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۲، ۱۰:۳۳ ب.ظ


توضیح: در سال های گذشته، مطالبی پیرامون تکنولوژی نگاشتم.

«نیازهای وهمی» و «خوب غرب را بگیریم و بدی‌اش را رها کنیم»(هر دو در وبلاگ نیست‌انگاری)،

و سه گانه «ادیسون، خائن بزرگ»، «دکارت در صنعتی» و «چنین گفت شیطان»(هر سه در نشریه مبشر صبح دانشگاه صنعتی اصفهان»


تابستان امسال، مجموعه این مقالات را در یک مقاله واحد با نام «اگر ماکوها خود می‌جرخیدند ...» بازنویسی و برای دانشجویان شرکت کننده در طرح ولایت کشوری، انتشار دادم.

در ادامه متن این مقاله را ملاحظه خواهید کرد.


امیدوارم دوستانی که پیش از این متن چاپی و یا پی دی اف آن را ملاحظه فرموده‌اند، از بابت بازتکرار و بازخوانی این مطالب، ملول نشوند.

(ادامه مطلب را ملاحظه بفرمایید)

جمهوری اسلامی رو به فروپاشی است

يكشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۲، ۰۲:۴۵ ب.ظ

انقلاب اسلامی و بسط مدرنیته در ایران

قسمت سوم:

جمهوری اسلامی رو به فروپاشی است.

اشاره: این پست قدری طولانی است.

اما تلاش شده که زبان نگارش خسته کننده نباشد.

با این حال اگر اکنون فرصت و یا حوصله مطالعه آن را ندارید، بهتر آن است که خواندنش را به  وقتی دیگر موکول بفرمایید.

فروپاشی آمریکا، اگرچه رخ نداده است، اما از هم اکنون با چشمان تیزبین می‌توان علائم وقوع آن را دید.

و لیبرال دموکراسی در حال کشیدن نفس های آخر است.

البته چنان که اشاره شد، این تنها ایالات متحده نیست که رو به فروپاشی است.

بلکه تمام دنیای کنونی رو به فروپاشی است.

(ادامه مطلب را کلیک بفرمایید)

انحطاط مدرنیته و فروپاشی آمریکا

دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۶:۱۲ ق.ظ

 

اگر کشف قاره آمریکا در سال 1492 را مبدأ قرون جدید بدانیم، می‌توان گفت که اکنون مدرنیته به ششمین سده حیات خود رسیده است.

در طول این شش سده، تجدد فراز و نشیب های زیادی را طی کرده است

(ادامه مطلب را ملاحظه بفرمایید. )

 
انقلاب اسلامی و بسط مدرنیته در ایران

مقدمه

 1- آن چه در قسمت های بعدی این پست می‌خوانید، پژوهشی است با موضوع «بررسی نسبت انقلاب اسلامی ایران و مدرنیته».

(ادامه مطلب را کلیک بفرمایید)

نه بیداری! نه اسلامی!!

چهارشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۲، ۰۳:۵۴ ب.ظ

(ادامه مطلب را کلیک کنید)

زمان لازم برای تولید یک علم!

چهارشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۲۰ ب.ظ

 

1- به راستی چقدر زمان برای تولید یک علم، نیاز است؟!

 

(ادامه مطلب را ملاحظه  بفرمایید!)

 

این فاهمه ماست که به شریعتی صورت می بخشد!

يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۲:۵۷ ق.ظ


این فاهمه ماست که به شریعتی صورت می بخشد!

چند خط با استاد بزرگوار بیژن عبدالکریمی

هفته گذشته، قسمت دوم برنامه زاویه با موضوع «شریعتی و مدرنیته» پخش شد.

مهمانان این قسمت نیز مانند قسمت قبل، دکتر عبدالکریمی و استاد خسروپناه بودند.

(ادامه مطلب را ملاحظه بفرمایید)

 

ما چه نیازی به فلسفه داریم- قسمت صفرم!

يكشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۰۸ ب.ظ

 

ما چه نیازی به فلسفه داریم؟!

پاسخ به این سؤال در بدو امر نیاز مند توضیح دو مفهوم است.

اولاً ما کیستیم و منظور از "ما" در سؤال مزبور چه کسی و چه وصفی است؟!

ثانیاً نیاز های بشر کدام است و فلسفه کدام نیاز بشر را می تواند پاسخ دهد؟!


(ادامه مطلب را ببینید)


  • صادق دهقانی

نامه به یک دوست مشهدی

يكشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۰۵ ق.ظ


برادر علیرضا کمیلی

بعد از عرض سلام و آرزوی توفیقات روزافزون برای شما

مرقومه شریفه شما تحت عنوان  «پارادوکس «تمدن‌سازی» برای «انقلابیون ضد

حکمت متعالیه»! »  (لینک مقاله)، در باب اهمیت و لزوم توجه به فلسفه را  خواندم. ظاهراً

انگیزه شما در نوشتن چنین  مطلبی، درک یک امر پارادوکسیکال در میان رفتار و افکار برخی

گروه های مذهبی و بیان و طرح تبعات این رفتار پارادوکسیکال بوده است.


 

رسیدن به دموکراسی کاری صعب و چه بسا غیر ممکن باشد.

چرا که دموکراسی در ذات خود دچار تناقض است.

 

(ادامه مطلب را بخوانید)

 

امسال دانشگاه ها زودتر تعطیل می شوند!

پنجشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۱:۱۹ ق.ظ

امسال اکثر قریب به اتفاق دانشگاه های کشور، در حدود یک ماه زودتر تعطیل می شوند.

به گونه ای که برنامه زمان بندی امتحانات نیز به نحوی تنظیم شده که تا پیش از برگزاری انتخابات، همه امتحانات برگزار شود و پرونده ترم تحصیلی حاضر بسته شود.

(ادامه مطلب را بخوانید)

شرکت در انتخابات؛ حق یا وظیفه؟!

دوشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۶:۱۴ ب.ظ

 

 می گویند در جمهوری اسلامی، شرکت در انتخابات هم حق مردم است  و هم وظیفه آنها!

 

و توجه ندارند که این جمله چقدر پارادوکسیکال است!!

(ادامه مطلب را ببینید)

 

انتخاب اصلح

شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۴۲ ق.ظ

 

می خواهیم در انتخابات به کاندیدای اصلح رأی دهیم.

اما کمتر از خود می پرسیم که اصلاً معیار صلاحیت یا عدم صلاحیت چیست؟!

و وقتی معیار صلاحیت، مبهم باشد، چطور اصلح مشخص خواهد شد؟!

(ادامه مطلبی در کار نیست. همین چند خط برای آنها که اهل فکر هستند، کفایت می کند)

.

آیا انتخابات کاری عاقلانه است؟!

جمعه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۲، ۰۹:۴۷ ب.ظ

گفتم: به نظرت در انتخابات آینده چه کسی رأی خواهدآورد؟

 گفت: کدام انتخابات؟

گفتم: انگار تازه از خواب زمستانی بیدار شده‌ای! انتخابات ریاست جمهوری دیگر! 

  • صادق دهقانی

زنده باد انتخابات!!

جمعه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۲، ۰۱:۴۷ ب.ظ

چند خط پیرامون انتخابات پیش رو و هر انتخاباتی که در آینده در ایران برگزار خواهد شد.

***

زنده باد انتخابات!

چرا؟!

واضح است دیگر! 

(ادامه مطلب را کلیلک بفرمایید)

تحول در علوم انسانی- قسمت چهارم

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۱، ۱۰:۳۹ ب.ظ

گفتم: خب. حالا بعد از این همه غیبت،‌ حرف جدید چی داری؟

گفت: حرف جدیدی ندارم، الا اینکه معتقدم باید فکر کنیم.

(ادامه مطلب، منتظر کلیک شماست!)

 

غرب اگر فرو بریزد ...

سه شنبه, ۵ دی ۱۳۹۱، ۰۶:۳۳ ب.ظ

بحران اقتصادی کشورهای‌ توسعه یافته، از چند سال پیش شکل جدی به خود گرفت.

و رسانه‌های داخلی نیز با آب و تاب فراوان اخبار آن را منعکس کردند.

( ادامه مطلب را ببینید)


تقدم علم بر ایمان

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۱:۴۵ ق.ظ


ظاهراً جمهوری اسلامی و بالتبعش آحاد جریان حزب‌الله تصمیم گرفته‌اند که « اسلام و مدرنیته»، «دین و دنیا» و «علم و ایمان» را با هم جمع کنند

و کسی هم گوشش بدهکار حرف و بحث در این زمینه نیست.

چرا که وقتی مدرنیته و تکنولوژی و علم در ذهن‌ها اطلاق داشته باشند، باید هم کسی حاضر نباشد در این باره فکر و یا بحث کند

 

هر تمدنی علاوه بر آن که ابزار مخصوص به خود را می‌سازد، مفاهیم مخصوص به خود را هم جعل و تولید می‌کند.

چرا که مفاهیم تجلی تفکر هستند و تفکرهای مختلف خواه ناخواه مفاهیم مختلف بنیان می‌نهند.

قبلاً مطالبی در این باب نوشته‌ام. (این جا را ببینید)

اما این بار می‌خواهم مطلب را از زاویه جدید بررسی کنم.

قوه قضاییه به چه درد می‌خورد؟!

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۰۹ ب.ظ

این مقاله را برای نشریه دانشجویی مبشر صبح دانشگاه صنعتی اصفهان نوشتم. اما خواندنش شاید برای بازدیدکنندگان وبلاگ هم خالی از لطف نباشد.

 

در قسمت اول، نسبت فلسفه و سلوک فردی در حد اجمال مورد بحث قرار گرفت.

اما سؤال اصلی ما، پرسش از نیاز ما به فلسفه بود.

و نه صرفاً‌ نیاز ما به فلسفه در حوزه سلوک فردی.

 


مادامی که امری بدیهی تلقی شود، لزوم وجود آن کمتر مورد سؤال قرار بگیرد.

چرا که انسان کمتر در بدیهیات شک می‌کند.

طبیعی است که در عالمی که تنها تمدن موجود در آن،  تماماً‌ با فلسفه بوجود است، پرسش از ماهیت فلسفه هم کاری آسان نیست.

و فلسفه برای عالم کنونی، در حکم هواست

 

خبرگزاری مهر اعلام کرد که سهم حضور دختران در دانشگاه‌ها به شصت درصد رسیده و پسران تنها چهل درصد صندلی دانشگاه‌ها را اشغال کرده‌اند.)لینک منبع(

اما مسأله مهم این است که چرا دختران این قدر انگیزه حضور در دانشگاه را پیدا کرده‌اند؟!

(ادامه مطلب را ملاحظه بفرمایید)

 

جمع دین و دنیا

شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۱، ۰۴:۲۴ ب.ظ

 

می‌گویند می‌خواهیم که هم دین داشته باشیم و هم دنیا.

ولی نباید کسانی که این گونه فکر می‌کنند را ملامت کرد.

خصوصاً که قاطبه عوام و خواص هم این گونه فکر می‌کنند.

اصلاً این اندیشه خام جمع دین و دنیا از اول خلقت همراه ما بوده.

بابا آدم مان هم می‌خواست هم در بهشت باشد هم از شجره بخورد.

بلندگوهای تبلیغاتی و صدا و سیما و رسانه‌های تخدیر کن، مدام اخبار موفقیت ما در راه مدرنیزاسیون و توسعه را فریاد می‌کنند.

اخبار انرژی هسته‌ای، دویست تومن بسته‌ای!

پرتاب ماهواره،

نانو،

و ... .

و کمتر می‌گویند که در کنار این توسعه، همواره معنویت، ایمان و سلامت روحی جامعه مان نزول کرده.

ایران چهارمین کشور دنیا در زمینه آمار طلاق است. .لینک منبع

از این رتبه چهارم؛ مسأله مهم‌تر نحوه توزع طلاق‌ استان‌های کشور است.

 بیشترین آمار طلاق، نه مربوط به استان‌های فقیر و بی‌سواد، بلکه مربوط به تهران و کرج و اصفهان و شهرهایی است که بیشتر مدرن شده‌اند!

و کمترین آمار هم مربوط به سیستان و چهار محال و کهکیلویه که از نظر بی سوادی و فقر و دیگر محرومیت‌های اقتصادی از همه جلوترند!!

البته می‌دانم مدرنیست‌های مسلمان باز هم ادعا خواهند کرد که بین مدرنیزاسیون و از دست رفتن سلامت روحی جامعه هیچ تلازمی نیست.

و می شود هم مدرن بود هم مؤمن و اهل خانواده و اخلاق.

البته در ذهن می‌شود همه کاری کرد.

ولی افسوس که ما در ذهن زندگی نمی کنیم!!

 

هیچ وقت به توسعه نمی‌رسید!!

چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۱، ۱۲:۰۶ ب.ظ

هیچ وقت به توسعه نمی‌رسید!

چون توسعه، یعنی هر روز ابزار‌‌های‌تان از روز قبل بهتر باشد.

و این بهتر بودن هیچ وقت تمامی ندارد.

در نتیجه هیچ وقت به توسعه نمی‌رسید.

و ما علی الرسول الا البلاغ!

از ما گفتن بود.

 

چند روز پیش، چند خط پیرامون فضای کنونی دانشگاه‌های کشور نوشتم و تا حدی که وسعم می‌رسید، فضای کنونی دانشگاه‌ها را بررسی و آسیب‌شناسی کردم.

هرچند که برخی دوستان، در فهم منظورم، دچار سوء برداشت هم شده بودند.

پس کمی توضیح برای رفع سوء تفاهم‌ها بد نیست.

(البته در ادامه مطلب)

چند خط پیرامون فضای کنونی دانشگاه‌های کشور

دوشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۱، ۰۶:۳۷ ق.ظ


 بحث خود را با یک خاطره شروع می‌کنم.

...

بهمن ماه گذشته در نشست سراسری یکی از اتحادیه‌های دانشجویی کشور،‌ شرکت کرده‌ بودم.

(بقیه‌اش در ادامه مطلب)

 

1- مک لوهان می‌گفت:« هنگامی که یک رادیو وارد خانه یک روستایی می‌شود، شیءی به اشیاء خانه اضافه نمی‌شود، بلکه کل خانه دگرگون می‌شود»

وقتی تکنولوژی وارد زندگی ما شد، فقط شیئی به اشیاء خانه ما اضافه نشد. بلکه کم کم زبان و فکر ما هم ماشینی شد!

(ادامه مطلب را ببینید)

 

یکی از غفلت هایی که در موضوع «تحول در علوم انسانی» صورت می گیرد، این است که چنین می پندارند که آن چیزی که منشأ فساد در جامعه اسلامی ماست، فقط علوم انسانی غربی است که در دانشگاه های ما رسماً تدریس می شود.

(انگشت را بر ادامه مطلب فشار دهید!)

 

من هیچ وقت افسرده نخواهم شد.

چون همیشه اتفاقات خنده‌داری در زندگی و در پیش چشمم رخ می‌دهد.

در همین نزدیکی.

در همین جمهوری اسلامی!

 

(ادامه مطلب را ببینید)

همه چی آرومه، من چقدر خوشبختم!!

جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۱، ۰۹:۲۵ ق.ظ


یکی از دوستان اس ام اس داده‌بود:

 « سلام دهقانی اوضاع میانمار خیلی داغونه. چی کار میشه کرد؟»

چون می‌دانم مطالب وبلاگ را پی گیری می‌کند، جوابش را این جا می‌دهم.
(برای خواندن مطلب به صورت کامل، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 


ورزش و تکنولوژی

پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۱، ۰۸:۲۷ ق.ظ

 

چه ارتباطی بین ورزش و تکنولوژی می‌توان متصور شد؟

آن چنان که از ظواهر امر بر می‌آید، «ورزش» در زندگی امروز ما نقشی بیش از «تفریح» دارد. ورزش اگر به «صنعت» و «تجارت» مبدل نشده باشد، لاقل خیلی نزدیک شده است. چنان که می‌بینیم باشگاه‌های فوتبال اکنون به عنوان یکی از درآمدزاترین بنگاه‌های تولید ثروت، شناخته می‌شوند.

(ادامه مطلب را ملاحظه بفرمایید)

چند سؤال ساده از دانشجویان

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۱، ۰۳:۳۱ ق.ظ


توضیح: برخی دوستان ستوان سه را می‌شناسند. برادر رشید احمدی، سرباز نظام مقدس نظام جمهوری اسلامی را عرض می‌کنم. ایشان از اعضای فعال تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان، در سال‌های گذشته بودند.

و البته دانشجویی برای او پیان فعالیت نبوده. یک مصداقش همین وبلاگش است. هم خودش کارش درست است. هم پدرشان - را که یک بار دیدم- خیلی کار درست بودند.(خدایشان حفظ کند)(هر چند خودش لباس کار کم دارد!!)

اخیراً یک مطلب در وبلاگ ایشان خواندم( هر چند تاریخ ارسال آن متعلق به چند ماه پیش بود) اما هنوز بکر است. و احتمالاً‌ تا چند سال دیگر هم بکر خواهد بود.

اگر چه اگر بنده این مطلب را می‌نوشتم، شاید کمی کامل‌تر می‌نوشتم.

بخوانید. و به بقیه هم بگویید بخوانند. 

زیاده عرضی نیست.

«گذار» واژه‌ای برای فرار!

پنجشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۱، ۰۷:۰۵ ب.ظ

در حال حاضر در نحوه مواجهه با غرب در کشور، در میان دو گروه اختلاف هست.

کسانی که معتقدند غرب خوبی‌هایی دارد و بدی‌هایی و خوبی‌هایش را می‌گیریم و بدی‌هایش را رها می‌کنیم(من این ها را تئوری دوم می‌نامم).  دسته دیگر کسانی هستند که  که معتقد به نفی کلی غرب هستند.(این‌ها تئوری سوم هستند. )

نجات از جایی آغاز می‌شود که خطر آغاز شده

پنجشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۰، ۱۱:۲۳ ب.ظ

غرب در کشور ما با مشروطه به شکل جدی خود را ظاهر کرد اما مشروطه بیشتر تحقق نظام سیاسی مدرنیته در کشور بود. پیش‌تر، امیر کبیر با تأسیس «دارالفنون»، نظام علمی مدرن را وارد ایران کرده‌بود. تأسیس «دارلفنون» در زمان قاجار و «دانشگاه» در زمان رضا شاه، مقدمات طرح و بسط جدی اندیشه‌های غربی را در کشور فراهم کرد.

تمدن مدرنیته چون پایان تاریخ نیست مسلماً با تمدنی دینی جایگزین خواهد شد، اما باید بدانیم که «هر گونه «برنامه‌ریزی» برای عبور از تجدد محکوم به شکست است».

شنیدن این سخن در بدو امر ممکن است موجب تعجب شود، اما اگر به درک درستی از مفهوم «برنامه‌ریزی» نائل شویم، صحت این گزاره به راحتی تصدیق خواهد شد.