نیست‌انگاری

نیست‌انگاری

تأملات نابهنگام یک جوان نیست‌انگار!!

عبرت از بحران اقتصادی غرب

سه شنبه, ۵ دی ۱۳۹۱، ۰۶:۳۳ ب.ظ

زمانه ما زمانه غلبه ایدئولوژی بر تفکر است.

و شاید به همین دلیل است که مسائلی که هم وجوه سیاسی دارد و هم وجوه فکری، همواره و صرفاً ‌با بعد ایدئولوژیک و با نگاه سیاست زده تحلیل می‌شود.

امثال این مسائل زیاد هستند.

یک نمونه آن موضوع بحران اقتصادی غرب است.

رسانه های ما با آب و تاب آن را منعکس و اخبار آن را منتشر می‌کنند.

غافل از این که بحران اقتصادی غرب برای ما زنگ خطر اساسی خواهد بود.

قبلاً گفتم که غرب اگر فرو بریزد بر سر ما فرو خواهد ریخت.

این بار از زاویه دیگر مسأله را تحلیل می‌کنم.

بحران اقتصادی غرب، بیش از همه ناشی از ساختار سرمایه‌داری و سرمایه سالاری حاکم در غرب است.

بانک، سرمایه‌داری و نظام ربوی ذاتاً برای سرمایه سالاری طراحی شده است.

البته می‌توان آن را برای کوتاه مدت در خدمت نظامی غیر نظام‌های غربی قرار داد.

اما این کار مستلزم خودآگاهی و شناخت ماهیت تمدن غرب و نظام اقتصادی آن است.

چیزی که کمتر در فضای کشور ما وجود دارد.

نتیجه این فقدان خودآگاهی و نشناختن ماهیت بانک این می‌شود که همان نظام ربوی بانکی به شکلی گسترده تر از غرب  در کشور اسلامی ما تحقق پیدا کرده!

و نه تنها تحقق که ‌اکنون گوی سبقت را از آمریکا هم ربوده!!

تا جایی که اگر سود سپرده بانکی در آمریکا به ندرت از دو سه درصد تجاوز می‌کند، بانک‌های ما سودهای بیست و سه چهار درصدی به سپرده‌ها می‌دهند!

این یعنی ما از غرب در ربا پیش افتاده‌ایم!

اگر صدر تاریخ ما ذیل تاریخ غرب است- که هست- پس حال غرب، آینده ما ممکن است باشد.

بهتر است به جای سوت و کف برای پایان غرب، فکری به حال خود کنیم و راه خود را از راه غرب جدا کنیم.

و دست از تقلید و تکرار از غرب برداریم.

وگرنه حادثه مبارکی چون فروپاشی غرب هم برای ما منشأ برکت نخواهد شد.

 

بعدالتحریر:

1- غرض این نبود که به مسأله تکراری بانک و نظام اقتصادی بیمار و ... اشاره کنم.

غرض تذکر این نکته بود که با پدیده‌ها صرفاً با نگاه سیاست‌زده و ایدئولوژیک برخورد نکنیم.

 

2- جشنواره عمار آغاز شده.

استاد رحیم‌پور یک سخنرانی مفصل در این جشنوراه داشتند.

متن سخنرانی ایشان در باب سینما و هنر دینی را دیروز در رجا خواندم.

متنی سرشار از اضطراب و تزلزل.

استاد رحیم‌پور به کرات سخنان ضد و نقیض و تفسیرهای عجیب از آیات قرآن فرموده بودند.

آیه نفوذ به اقطار سماوات را مدرن تفسیر کرده بودند که سال گذشته این تفسیر را مورد خدشه قرار دادم.

نکته مهم این است که چنان که قبلاً ‌متذکر شدم، ذهن حزب الله خطابی است.

به همین دلیل کمتر کسی به دنبال اتقان و استحکام علمی سخنانی است که از اساتید می‌شنود.

البته اساتید هم نوعاً عادت به مونولوگ دارند و نه دیالوگ.

استاد طاهرزاده هم سال گذشته هفده جلسه سخنرانی کردند در باب سلوک ذیل شخصیت امام.

مشروح این سخنرانی ها بعدها در کتابی تحت همین عنوان چاپ و منتشر شد.

کتاب را به دقت مطالعه کردم و اشکالات اساسی در آن دیدم.

از طریق گروه لب المیزان درخواست کردم که یک جلسه با استاد داشته باشیم تا نقدها‌یمان را به کتاب بازگو کنیم.

از گروه لب المیزان - و نه شخص استاد- پاسخ آمد که استاد فعلاً فرصت ندارند!

بالاخره جای این سؤال وجود دارد که وقتی استاد هفده جلسه فرصت دارند برای بیان نظرشان،‌ آیا انتظار زیادی است مثلاً سه جلسه در محل همان خانه مشروطیت، تشریف بیاورند و نقدها و سؤالات را پاسخ بفرمایند؟!

من البته تصمیم داشتم یک نقد مفصل بر کتاب «سلوک ذیل اندیشه امام» بنویسم و روی وب بگذارم.

ولی وقتی اساتید کمتر فرصت شنیدن نقدها را دارند و حزب الله هم خطابه‌ها را بیشتر می‌پسندد و کمبودی حس نمی‌کند، از این کار منصرف شدم.

خسروپناه هم چند سال پیش یک کتابی سر تا پا اضطراب نوشته بود به نام «جریان شناسی جریان‌های فکری ایران.»

در این کتاب از فردید گرفته تا تفکیک و فرهنگستان و ... ، همه را نقد کرده بود.

وقتی استاد میرباقری برای مناظره و دفاع از فرهنگستان اعلام آمادگی کردند، جناب خسروپناه حاضر به مناظره نشدند.

زمانه، زمانه خطابه است دیگر.

  • صادق دهقانی

بحران اقتصادی غرب

نظرات  (۹)

مشکلی ندارد شما نقد خود را روی وب قرار بده بالاخره مخاطب خود را پیدا میکند

من شک دارم که آنچه بحران اقتصادی غرب نامیده می شود واقعا یک بحران در حد فروپاشی اقتصادی باشد. بلکه شاید آنچه در آنجا بحران شده است برای ما یک اتفاق ساده روزمره باشد. شاید...
پاسخ:
دهقانی:

تا حدی با شما موافقم

واقعیت این است که تجربه تاریخ نشان داده که غرب دیر پا تر از آن است که با این بحران‌ها از پا در بیاید

غرب دو جنگ جهانی را از سر گذراند و نابود نشد

البته بقا نخواهد داشت اما زود هم از پا در نمی‌آید

در هر صورت در فضایی که این گونه تبلیغ می‌شود که غرب در حال فروپاشی است، بهتر است به جای سوت و کف حساب کار خود را کنیم
  • مهدی نصیری در نقد کتاب "سلوک ذیل شخصیت امام خمینی ره " از کتب حاج آقا طاهر زاده
  • http://nasiri1342.blogfa.com/post-153.aspx

    آقای دهقانی خواهشا این کامنت رو بذارید بماند و اونو حذف نکنید . با تشکر
    پاسخ:
    دهقانی:

    بدترین نحوه نقد یک تفکر ایستادن بیرون آن و نقد از بیرون است

    یعنی همان کاری که جناب نصیری انجام داده‌اند

    اگر قرار باشد فلسفه،‌ عرفان و یا هر مکتب دیگری نقد شود، باید از درون آن به ان نگاه کرد و اضطراب و تزلزل‌های ذاتی آن را متذکر شد.

    و گرنه طرف می‌تواند ادعا کند که همه این چیزها که محل ادعای شماست، صرفاً‌ برداشت شما از آیات و روایات است.

    و چه تضمینی است که فهم جناب نصیری از آیات و روایات در باب این مسائل تام باشد؟!

    شاید بهتر باشد که قبل از نقد سلوک ذیل اندیشه امام، ابتدا سخنان جناب نصیری را نقد و بررسی کنیم؟!

    اصلا برداشت نصیری از فلسفه و عرفان برداشت اشتاباهی است و نقدهایی که او دارد محلی از اعراب ندارد مثل جبرگرایی عرفا و فلاسفه پلورالیسم عرفا

    اینها نقدهای بیخودی است نه عرفا جبرگرا هستند نه عقل ستیزند نه پلورالیسم به ان معنی که نصیری میگوید

    البته جناب دهقانی ما انتقاد شما به فلسفه و عرفان را نفهمیدیم چیست ولی حداقل میدانم از جنس نصیری نیست

    پاسخ:
    دهقانی:

    من به فلسفه نقد دارم،‌ به عرفان هم اگر نقدی دارم از باب تشوب آن به فلسفه است.

    البته به حکمت متعالیه نقدی ندارم.

    اما به صدرایی‌ها نقدهای زیادی دارم.

    خلاصه باید حساب جناب صدرا را از صدرایی ها جدا کرد.

    در مورد جناب نصیری باید عرض کنم اصلاً ادبیات خود ایشان یونان‌زده است و در عین حال مدعی نقد یونان  هستند.

    اصلاً تقابل جبر و اختیار همه از یونان آمده‌اند.

    بعد ما بیاییم و یک شق را بگیریم و یا یک شق را نفی کنیم خود یونان زدگی است.

    از طرف دیگر وحدت شخصی وجود را نباید فاسد تقریر  کنیم و بعد به خیال خودمان نقدش کنیم.

    اگر وحدت شخصی وجود را بدهی دست اهلش- مانند امثال علامه- آن را بدون هیچ استدلال فلسفی و عرفانی و تنها با استفاده از خطبه یک نهج البلاغه ثابت می‌کنند.

    ان شاء الله سر فرصت خلاصه فرمایشات علامه در المیزان در باب اثبات وحدت شخصی وجود از نگاه نهج البلاغه را آماده و روی وب خواهم نهاد . برای خود جناب نصیری هم خواهم فرستاد.

    به اعتقاد حثیر اگر حکمت متعالیه و عرفان محی الدین فقط یک نقطه قوت داشته باشد - که مسلماً بیش از این است- همین وحدت شخصی وجود است.
  • محمد بهار
  • با پست یک مصاحبه زیبا و خواندنی و قابل تامل در خدمتم

    البته اقای طاهرزاده انصافا انسان ازاد اندیشی است حالا اینکه چرا گفته فرصت ندارم نمی دانم ولی شما خوب بود هماهنگ میکرد میرفتی منزلشون حتما نباید تو مشروطه باشد

  • jamehekmat.blog.ir
  • با پست یک مصاحبه زیبا و خواندنی و قابل تامل در خدمتم
    مصاحبه با اسمال شر خر

    کلا نقد از بیرون خطرناک است ، اگرچه رجوع بدون تفکرو وهمی به استاد خطرناک است اما خطرناکتر این است که کسی طاهرزاده نخوانده و فکرنکرده نقد طاهرزاده و سلوک امام و ... کند.

    می خواستم مطلب زیر را در قسمت تقدم علم بر ایمان بنویسم اما نظرات در آنجا بسته شده بود. خودتان اگر صلاح دانستید این نظرم را به آن قسمت منتقل کنید و یا پس از خواندن کلا پاکش کنید.
    نمی دانم در جمهوری اسلامی علم بر ایمان مقدم است یا نیست. به نظرم نیست زیرا حداقل در حرف گفته می شود که این دو با هم تضادی ندارند و باید با هم به پیش بروند. اما شاید در جمهوری اسلامی چیز دیگری هست که هم بر علم و هم بر ایمان مقدم است و اصلا حفظ علم و ایمان برای آن است و علم و ایمانی به درد می خورد که در آن جهت باشد و آن جهت حفظ نظام است. اگر واقعا مساله علم خیلی مهم بود به سلامت مردم حداقل از دید علم امروزی اهمیت داده می شد اما وا اسفا که به خاطر حفظ نظام اینچنین نیست باور ندارید؟ به لینک زیر نگاه کنید:
    http://ilna.ir/news/news.cfm?id=31829
    آیا می شود این مساله را توجیه کرد؟ بازی با سلامت مردم به چه قیمتی؟